سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
495
تاريخ ايران ( فارسى )
لشكرى از حوزهء حكمرانى خود فراهم نموده در يك روز مخصوص در محل معينى حاضر شوند . هزينهء اين لشكركشى تماما بعهدهء خود آنها بوده است . قشون پياده ، مثل ايران امروز چندان محل اعتنا نبوده است ، بر طبق آنچه در قضيهء كراسوس مذكور داشتيم قشون كارآمد و جنگى پارتيها همان سواران سبك اسلحه و سنگين اسلحه بوده و ما بهترين تاكتيك سپاهيان پارت و نيز ضعف آنها را در موفق نشدن بتعاقب روميان در شب در آنجا يعنى در جنك با كراسوس نشان داديم . در جنگ با آنطونى معلوم است كه فرهاد پادشاه پارت كوشش داشت كه لشكر دشمن را قبل از رسيدن زمستان از خاك خود خارج كند ، چه ميدانست كه نميتواند قشونش را تا آنوقت يعنى تا يكمدت طولانى تحت السلاح نگاه دارد و اين نيز يك ضعف ديگر آنها را كه ضعف شديدى است ظاهر ميدارد . پارتيها از فنون حربى كه از مدتى قبل از اسكندر كبير در يونان معمول بود به كلى محروم و بىبهره بودهاند . ماشينآلات و ادوات محاصره و قلعهگيرى هم نداشتند با اينكه به سهولت ميتوانستند بوسيلهء رعاياى يونانى خود اين آلات و ادوات را تهيه نمايند . حتى وقتى كه ماشينآلات محاصرهء روميان را كه خيلى عالى هم بوده از آنطونى گرفتند قدر آنها را ندانسته و همه را خراب كردند . هرگونه عملياتى راجع به كشتىرانى در نزد اين قوم يعنى پارتيها كه فقط به سوارى و اسبدوانى علاقهء مخصوصى داشتند مجهول بود با اينكه هيركانى ناحيهاى است كه در سواحل درياى خزر واقع است . ما در سابق در يك مورد نسبت به پارسيها هم همين نظريه را اظهار داشتهايم . دربار مطابق رسوم پادشاهان هخامنشى كه در اختلاف فصول از شوش به پرسپليس و از آنجا به اكباتان حركت مينمودند دربار پارت نيز زمستان را در بين النهرين و تابستان را در ماد و پارت بسر ميبرد . پايتخت زمستانى شهر تيسفون بود كه در ساحل يسار دجله مقابل سلوكيه و چندين ميل پائين بغداد بنا شده بود . اكباتان پايتخت وسطى و هكاتم پيلس هم مرز هيركانيا ( شايد سترابو « 1 » اشتباها
--> ( 1 ) - 16 ، 1 ، 16 ( مؤلف ) .